انواعِ سفارش — مارکت، لیمیت، استاپ
سه ابزارِ اصلی: مارکت (همین حالا، به هر قیمتِ لحظه)، لیمیت (فقط به قیمتِ بهتر)، استاپ (فقط بعد از رد شدن از قیمتِ مشخص). انتخابِ درست یعنی همزبانی با برنامهات — و دانستنِ هزینهٔ پنهانِ هرکدام.

سه سفارش، سه جمله
- مارکت: «همین حالا بخر/بفروش، به قیمتِ موجود.» سریع ولی قیمتش تضمینی نیست — در لحظهٔ شلوغ، چند تیک بدتر میگیری (لغزش).
- لیمیت: «فقط اگر قیمت به X یا بهتر رسید.» قیمتِ خوب تضمین است، اجرا نه — شاید بازار هرگز به X نرسد و جا بمانی.
- استاپ: «فقط وقتی قیمت از X رد شد فعال شو.» ابزارِ خروجِ اضطراری (حدِ ضرر) و ورودِ شکستی — بعد از فعالشدن مثلِ مارکت اجرا میشود، با همان ریسکِ لغزش.
هزینههای پنهان را از اول بشناس
اسپرد: فاصلهٔ قیمتِ خرید و فروش — کارمزدِ نامرئیِ هر معامله. لغزش: اختلافِ قیمتِ خواسته و گرفته — در خبر و ساعتِ شلوغ بزرگ میشود (فصلِ زمان: ساعتهای پرصدا حدودِ 1.9 برابرِ میانگینِ روز نوسان دارند). این دو، دشمنِ اصلیِ لبههای کوچکاند؛ در فصلِ لبه دیدیم که چند صدمِ R هزینه، نصفِ لبهٔ واقعی را میخورد.
سفارشها در زبانِ این کتاب
ماشهٔ کتاب «جوابِ کلوزیِ سطح» است (فصلِ اجرا). یعنی ورودِ معمول: بعد از کلوزِ نگهداشتن، با مارکت یا استاپاردرِ نزدیک وارد میشوی و حدِ ضررِ ساختاری را همان لحظه ثبت میکنی. لیمیتِ «حدسزن» وسطِ برکههای استاپ (فصلِ نقدینگی) همان فِیدِ کورِ لمس است که سنجیدیم و سکه بود — لیمیت را برای برداشتِ سود (هدفِ اول) نگه دار، نه برای حدسِ کف و سقف.
یادت بماند
- مارکت = سرعت بیقیمت؛ لیمیت = قیمت بیتضمینِ اجرا؛ استاپ = اجرای شرطی.
- اسپرد و لغزش هزینهٔ واقعیاند — در خبر و ساعتِ مرده چند برابر.
- حدِ ضرر همیشه در سیستم ثبت میشود، نه «در ذهن».
خودت را بسنج
فرقِ اصلیِ لیمیت و مارکت چیست؟
حدِ ضرر با کدام سفارش و کجا ثبت میشود؟
چرا لیمیتِ «حدسِ کف/سقف» با روشِ کتاب نمیخواند؟